محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
150
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
به اين ترتيب ، شيطان از سهلانگارى انسان بهره برده ، او را فريفت . به هر حال هر دو تفسير درست هستند . ( نفاسة عليه بدار المقام ) به اين دليل شيطان آدم را فريفت كه از جاودانگى او در بهشت حسادت مىورزيد . ( و مرافقة الأبرار ) و همراهى او با فرشتگان برايش سخت بود . ( فباع اليقين بشكه ) پس يقين خود را به شك و ترديد فروخت و هرچند يقين و اطمينان به حرمت خوردن از شجره ممنوعه داشت ؛ ليكن احتمال داد كه حتمى و الزامآور نباشد و آنگونه كه سياق كلام و ظاهر عبارت برداشت مىشود ، شك و ترديد آدم ناشى از وسوسههاى شيطان بود . ( و العزيمة بوهنه ) و اراده خود را با سستى و ضعف جايگزين ساخت . مراد از « وهن » در اين جا همان ضعف و بىارادگى آدم است كه به تباهى يقين او در برابر شك منجر شد و تفسيرى بر سخن خداوند در قرآن كريم به شمار مىرود : « پيش از اين ، از آدم پيمان گرفته بوديم ؛ اما او فراموش كرد ؛ و عزم استوارى براى او نيافتيم . » « 1 » ( و استبدل بالجذل وجلا ) آدم شادى و طرب را با ترس مبادله كرد . ( و بالاغترار ندما ) و همانا اين عاقبت كاهلى و سستى است . ( ثمّ بسط اللّه سبحانه له في توبته ) سپس خداوند راه توبه را بر او گشود و از آن جايى كه انسان طبيعتا معصوم نيست ، باز بودن راه توبه اجتنابناپذير و بستن آن ، ظلم است . ( لقّاه كلمة رحمته و وعده المردّ إلى جنّته ) خداوند هرچند راه بازگشت به بهشت را براى او باز گذاشت ، ولى آن را با سختيها و دشواريهاى فراوانى آكند و در قرآن نيز آمده است : « آيا چنين پنداشتيد كه ( تنها با ادعاى ايمان ) وارد بهشت
--> ( 1 ) . وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً طه / 20 : 115 .